الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
102
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى)
بررسى و توجيه چهارم امام ؛ الگو ، نمونه ، اسوه و علامت است كه هر تندرو بايد به سوى او بازگردانده شود و الّا گمراه مىشود ، و هر كندرو بايد خود را به او برساند و الّا هلاك مىگردد . چنانكه از مضمون احاديث بسيارى كه از طريق شيعه و اهل سنّت وارد است « 1 » ، كمال ديگران به او تضمين و تأمين مىشود و حركت و سير همه در راه مستقيم فقط با حركت و سير او كنترل و تصحيح و تعديل مىگردد . بنابراين نقش امام ، نقش سازندهاى است كه بدون آن ، سالكان راه كمال نمىتوانند به درستى مسير خود اطمينان داشته باشند ، و اين است معناى احاديث متواترى مانند احاديث سفينه كه پيغمبر صلى الله عليه و آله مىفرمايد : « مثل اهل بيت من ، مثل كشتى نوح است ؛ هركس بر آن سوار شد ، نجات يافت و هركس تخلف كرد ، هلاك شد . پس هركس متمسّك به امام و هدايت امام و تأسّى به امام شود ، نجات مىيابد . و هركس تخلّف كند ، هلاك مىشود » .
--> ( 1 ) . در نهج البلاغه در ضمن خطبه دوم ، در شأن اهل بيت عليهم السلام مىفرمايد : « إليهم يفيء الغاليوبهم يلحق التالي ؛ غالى و پيش افتاده بايد به سوى آل محمّد عليهم السلام بازگردد و عقب مانده بايد به ايشان ملحق شود » . و در حكمت 109 مىفرمايد : « نحن النمرقة الوسطى ، بها يلحق التالي وإليها يرجع الغالي ؛ ماييم متكاى ميانه كه وامانده به آن ملحق مىگردد و تجاوز كننده به آن رجوع مىنمايد » .